من دلم تنگ شده، فاجعه را میفهمی
من دلم تنگ شده، فاجعه را میفهمی
عمق دلتنگی و این حال مرا میفهمی
چون درختی که، بریزد همه ی بار و برش
شده ام مضحکه ی، صاعقه ها میفهمی
رو به موتم، همه اینگونه بمن خیره شدند
منم آن روح سراسیمه رها، میفهمی
قهر تو برده مرا، تا درکاتی دیگر
شده ام کافر و مغضوب خدا، میفهمی
گر خداوند بپرسد که، چه میخواهی تو
من بگویم که تو را، باز ترا میفهمی؟!
عمق دلتنگی و این حال مرا میفهمی
چون درختی که، بریزد همه ی بار و برش
شده ام مضحکه ی، صاعقه ها میفهمی
رو به موتم، همه اینگونه بمن خیره شدند
منم آن روح سراسیمه رها، میفهمی
قهر تو برده مرا، تا درکاتی دیگر
شده ام کافر و مغضوب خدا، میفهمی
گر خداوند بپرسد که، چه میخواهی تو
من بگویم که تو را، باز ترا میفهمی؟!
- ۲.۲k
- ۰۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (-۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط