{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم

نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه

نمک را بگذار برای من

که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند !
دیدگاه ها (۱)

من خیلی “با احساسم” ولی یادت نره تنفرم یه حسه … !

اون فک کرد همه مث منن ، رفت سراغ بقیه منم فک کردم همه مث او...

کیــا اینو👇 قبول دارن؟؟؟؟ …. ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿــــ...

با هم ببینیم و بشنویم

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

داستان مردی که با دو نان خشک ثروتمند شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط