{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب هایم را نمیدانم چگونه توصیف کنم،

شب هایم را نمیدانم چگونه توصیف کنم،
اما میدانی جانم،ساعت ها که به نبودنت فکر
میکنم عجیب دلم میگیرد.
کمی هم زانوهایم را جای آغوش نداشته ات
بغل میکنم و چشمانم را که میبندم همه
چیز تاریک تر از تاریکیِ شب میشود.
آنگاه بغضی میان تاریکی گلویم را چنگ میزند
و درد عمیق تر در من نفس میکشد.
میدانی؟شب هایم بدون تو صبح نمیشود.
دیدگاه ها (۱)

میگفتی دوسم داری ،همیشه آدمایی رو که دوست داری انقد راحت میذ...

باور کن این انصاف نیس من یه دنیا عاشقت باشم،ولی تو یه دنیا ب...

🌼 🍃 قشنگ ترین عشقنگاه خداوند بر بندگان استهر کجا هستیبه همان...

محبت مث سکه استکه تو قُلک دل هر کسی بندازی!دیگه نمیتونی درش ...

یکسال سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

تهیونگ با همان اخم غلیظ و چهره‌ای که هیچ نوری از مهربانیِ لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط