با توام دیگر ز دردی بیم نیست

با تواَم، دیگر زِ دردی بیم نیست...
دیدگاه ها (۰)

گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یارِ من...

آن که آسان می‌سپارد جان به دیدارت منم...

گر هزاران دام باشد در قدمچون تو با مایی، نباشد هیچ غم...

مرا روزی مباد آن‌دم که بی یادِ تو بِنشینم...

آتشی در سایهٔ مژگان منای ز گندمزارها سرشارترای ز زرین شاخه ه...

در غربت مرگ بیم تنهایی نیستیاران عزیز آن طرف بیشترند...

در غربت مرگ بیم تنهایی نیستیاران عزیز آن طرف بیشترند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط