{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-خدا دست‌های منو سرد آفرید که با دست‌های تو گرم شه‌. خدا

-خدا دست‌های منو سرد آفرید که با دست‌های تو گرم شه‌. خدا از دمِ سردش دمید داخل کالبدم تا یخ بزنم و فقط با گرمای نفس‌های تو ذوب بشم. اما نمیدونست که کسی سرما رو انتخاب نمیکنه. نمیدونست که این مخلوقش رو داره با زمستونی بودنش به تنهایی محکوم میکنه. خدا سرشتم رو به برف گره زد برای تو!
و من چقدر ندارمت.
دیدگاه ها (۰)

ذهنمو ازم بگیردردامو ازم بگیر..

-توهم خیالت در کنارم زندگی را زیبا می‌کند، چشمانم را پر از ا...

°هممون 24 ساعت روز رو متفاوت میگذرونیم یه روزایی شادن و یه ر...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۲۲: اولین نگاهِ سردجونگ‌کوک چشماش رو ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط