{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکرکن .فکرکن پسر.چشمم افتادبه لباسم .خودشه، کسی بااینامنو

فکرکن .فکرکن پسر.چشمم افتادبه لباسم .خودشه، کسی بااینامنونمیتونه شناسایی کنه.بایک تصمیم آنی،دروبازکردموشروع کردم به دویدن .اماچون زمین لیزبود.خواستم نیوفتم.شروع کردم لیزخوردن تادم در.سرایدارازترس هییی...کشیدوگفت:نعلت برشیطون. بچه اینجاچکارمیکنی؟ تودیگه کی هستی،نکنه این خراب کاری هم کارتوبوده.
دیگه نشنیدم چی گفت. رفتم توحیاط،سمت درخروجی دویدم.باعجله دروبازکردموسمت خیابون شروع کردم دویدن.خونمون دوخیابون بالاتربود.بادوخودمورسوندم به خونه.باکلیدم دروآروم بازکردمو،نگاهی به اطراف کردم.کسی نبود.آروم مثل فیلم،کاراگاه جکت. پاورچین پاورچین.بااحتیاط خودمورسوندم به باغ. رفتم سمت درخت موردعلاقم که خیلی بزرگ ترازهمه درخت های اینجابود،وتنه پهنی داشت رفتم.مکان بازی منم همینجابود.نشستموتکیه دادم بهش.آخیش عجب ماجراجویی بود.ازداخل کیفم، خوراکی‌هایی که مامان برام گذاشته بودودرآوردموشروع کردم به خوردن.بایدتاساعتی که ازمدرسه میومدم اینجابمونم.تامامان منونبینه.
دیدگاه ها (۰)

#فوری🎦اولین تصاویر از دومین زهپاد غنیمتی از آمریکا🔹 اولین تص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط