{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که جا مانده دل عاشق من در تن تو

ای که جا مانده دل عاشق من در تن تو
زندگی طعم بدی داشت پس از رفتن تو

منم و شعشعه خاطره هایت ، چه کنم ؟
بی تو با عطر تنت بر تنِ پیراهن تو

به تو ای سنگدل از روز ازل دل بستم
دلم از بدو تولّد شده آبستن تو

جهد من گرچه تظاهر به جوانیست ولی
شده پیر آینه از غصّه کوچیدن تو

می شوم کوهکن از عشق تو بس شیرینی
دل صد پاره ی تنگم ، سند متقن تو

هرچه از عشق تو بگریزم و یادت نکنم
عاقبت این دل رسوا ، شده در مامن تو

ای که از دست ستم هات به تنگ آمده ام
رحمی آخر صنما ، دست من و دامن تو
دیدگاه ها (۱)

مطمئن باش که روزی جگرت خواهد سوختای کــه بـی عـذر و خـطایی ج...

چه بِخواهَـم چه نَخـواهَـم "آدمِ مَمنوعـــــه" ایی حَتـیٰ اگ...

گاه یک حرفیک زمستان آدم را گرم نگه میدارد وگاه یک حرفیک عمر ...

پشتِ تمامِ تغییرهای یهوییِ آدمها،یک نفرِ سومی هست...شک نکنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط