{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌شد از خود بگیرمت اما

می‌شد از خود بگیرمت اما
زورِ بازو به دست‌هایم نیست!

می‌شد از رفتنت گذشت اما
جان در اندازه‌های پایم نیست...

#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۲۸)

بی‌تو خسته‌ست ز جانم تن و جانم ز تنمخسته ام من هم از این بار...

به خواب نیز نمی بینمش !چه جای وصال...#حافظ

مردم چه می کنند که لبخند می‌زنندغــم را نمی شود که به رویم ن...

گر منم دور ز روی تو، دل من با توستنیستی هیچ، ز حال دلم آگاه ...

اگر زبان از تکلم باز می ایستاد و دست هایم .چشم هایم . پاهایم...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

چو لب به خنده گشاید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط