If I was a stone...
چانگبین توی اشپزخونه داشت خوراکی ها رو اماده میکرد که وقتی با جونگین فیلم میبینن بخورن، از اون طرف جونگین هم در حال گشتن توی موبایلش بود. بعد اومدن چانگبین گوشی رو کنار گذاشت و توجهش رو داد به فیلم. وسط فیلم خیلی رندوم یه سوال به ذهنش اومد
جونگین:چانگبینی اگر من سنگ هم بودم بازم منو دوست داشتی؟
چانگبین:چاگی این چه سوالیه ؟ چرا باید سنگ باشی؟ از کجا در اوردی این سوالو اخه
جونگین:بگو دیگه اگر سنگ بودم بازم دوستم داشتی؟
چانگبین:الان که ادمی
جونگین:یعنی اگر سنگ بودم دوستم نداشتی؟ منو ول میکردی بیرون؟
چانگبین:نه اگر سنگم بودی عاشقت بودم. حالا میشه لطفا از فکر سنگ بودن بیرون بیای و ادامه فیلمو ببینیم؟
جونگین:باشه باشه ولی یه سوال دیگه. اگر منو مثلا جلو در پیدا میکردی یه سنگ کوچولوی گوگولی، پرتم میکردی اونور یا منو میاوردی خونه؟
چانگبین:چاگیا چیزی مصرف کردی؟
جونگین:جدی میگم
چانگبین:منم جدی میگم. بعیده یه ادم سالم به این فکر کنه اگر سنگ هم بود بازم پارتنرش دوسش داشته یا نه
جونگین:خب فقط میخواستم بدونم. باشه اصلا به همین فیلمه توجه کن
ادامه ی فیلم توی سکوت پلی شد. وسطای فیلم جونگین خوابش برد و چانگبین بغلش کرد و برد گذاشتش روی تخت و خودش ادامه ی فیلمو نگاه کرد چون خوشش اومده بود از فیلمه.
چند روز بعدش تولد جونگین بود و چانگبین میخواست اونو سورپرایز کنه پس توی یه رستوران باکلاس یه میز رزرو کرد و همه چیز رو برای تولد جونگین اماده کرد. با جونگین تماس گرفت و بدون اینکه سورپرایزش رو خراب کنه جونگین رو با هزار ترفند کشوند به رستوران. منتظر جونگین بود. نیم ساعتی میشد که جونگین دیر کرده بود. حتما توی ترافیک گیر کرده بود. با زنگ خوردن گوشیش و دیدن اسم جونگین گوشی رو جواب داد و اماده بود که مثل همیشه غر بزنه که یه صدای غریبه زودتر از اون حرف زد
غریبه:شما از اشنا های یانگ جونگین هستید؟ شماره تون توی شماره اضطراری ها بود
چانگبین:پارتنرش هستم. شما؟
غریبه:از بیمارستان تماس میگیرم. اقای یانگ جونگین امروز توی یه سانحه تصادف به شدت اسیب دیدن. اولین شماره ای که پیدا کردیم شماره شما بود.
با شنیدن کلمات 'بیمارستان'و'تصادف' در کنار اسم جونگین خون توی رگ های چانگبین یخ زد. امکان نداشت جونگین داشت میومد پیش چانگبین که سورپرایز بشه. سریع بدون معطلی از جاش بلند شد و به سرعت از رستوران خارج شد و به سمت ماشینش رفت...
2 سال بعد:
دسته گل مورد علاقه ی جونگین رو روی زمین گذاشت. و نشست. دستی به سنگ مقابلش کشید
چانگبین:اره جونگین من حتی اگر سنگ هم باشی عاشقتم
«اینم از یه فیک کوتاه از چانگین، کاپل بعدی؟؟»
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #چانگبین #جونگین
جونگین:چانگبینی اگر من سنگ هم بودم بازم منو دوست داشتی؟
چانگبین:چاگی این چه سوالیه ؟ چرا باید سنگ باشی؟ از کجا در اوردی این سوالو اخه
جونگین:بگو دیگه اگر سنگ بودم بازم دوستم داشتی؟
چانگبین:الان که ادمی
جونگین:یعنی اگر سنگ بودم دوستم نداشتی؟ منو ول میکردی بیرون؟
چانگبین:نه اگر سنگم بودی عاشقت بودم. حالا میشه لطفا از فکر سنگ بودن بیرون بیای و ادامه فیلمو ببینیم؟
جونگین:باشه باشه ولی یه سوال دیگه. اگر منو مثلا جلو در پیدا میکردی یه سنگ کوچولوی گوگولی، پرتم میکردی اونور یا منو میاوردی خونه؟
چانگبین:چاگیا چیزی مصرف کردی؟
جونگین:جدی میگم
چانگبین:منم جدی میگم. بعیده یه ادم سالم به این فکر کنه اگر سنگ هم بود بازم پارتنرش دوسش داشته یا نه
جونگین:خب فقط میخواستم بدونم. باشه اصلا به همین فیلمه توجه کن
ادامه ی فیلم توی سکوت پلی شد. وسطای فیلم جونگین خوابش برد و چانگبین بغلش کرد و برد گذاشتش روی تخت و خودش ادامه ی فیلمو نگاه کرد چون خوشش اومده بود از فیلمه.
چند روز بعدش تولد جونگین بود و چانگبین میخواست اونو سورپرایز کنه پس توی یه رستوران باکلاس یه میز رزرو کرد و همه چیز رو برای تولد جونگین اماده کرد. با جونگین تماس گرفت و بدون اینکه سورپرایزش رو خراب کنه جونگین رو با هزار ترفند کشوند به رستوران. منتظر جونگین بود. نیم ساعتی میشد که جونگین دیر کرده بود. حتما توی ترافیک گیر کرده بود. با زنگ خوردن گوشیش و دیدن اسم جونگین گوشی رو جواب داد و اماده بود که مثل همیشه غر بزنه که یه صدای غریبه زودتر از اون حرف زد
غریبه:شما از اشنا های یانگ جونگین هستید؟ شماره تون توی شماره اضطراری ها بود
چانگبین:پارتنرش هستم. شما؟
غریبه:از بیمارستان تماس میگیرم. اقای یانگ جونگین امروز توی یه سانحه تصادف به شدت اسیب دیدن. اولین شماره ای که پیدا کردیم شماره شما بود.
با شنیدن کلمات 'بیمارستان'و'تصادف' در کنار اسم جونگین خون توی رگ های چانگبین یخ زد. امکان نداشت جونگین داشت میومد پیش چانگبین که سورپرایز بشه. سریع بدون معطلی از جاش بلند شد و به سرعت از رستوران خارج شد و به سمت ماشینش رفت...
2 سال بعد:
دسته گل مورد علاقه ی جونگین رو روی زمین گذاشت. و نشست. دستی به سنگ مقابلش کشید
چانگبین:اره جونگین من حتی اگر سنگ هم باشی عاشقتم
«اینم از یه فیک کوتاه از چانگین، کاپل بعدی؟؟»
#استری_کیدز #فیکشن #سناریو #چانگبین #جونگین
- ۶۴
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط