بریز ای نم نم باران
بریز ای نم نم باران
دلم خون شد ز تنهایی
اسیر دردم ای باران
چرا دردم نمی کاهی
ببار ای قطره ی مرهم
زبانم تشنگی دارد
به این دل خسته عاشق
که او هم عالمی دارد...
دلم خون شد ز تنهایی
اسیر دردم ای باران
چرا دردم نمی کاهی
ببار ای قطره ی مرهم
زبانم تشنگی دارد
به این دل خسته عاشق
که او هم عالمی دارد...
- ۳.۶k
- ۱۱ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط