𝔽𝕠𝕦𝕣𝕥𝕖𝕖𝕟 𝕡𝕒𝕣𝕥✨️🌻
𝔽𝕠𝕦𝕣𝕥𝕖𝕖𝕟 𝕡𝕒𝕣𝕥✨️🌻
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان نانسی🍯
وکنا اینجاست جلومونه!!! تفنگی که ذوی میز بود رو برداشتم و رگباری شلیک کردم.
نانسی:بمیر عوضیییییییی
وکنا نبود پس چی بود؟؟؟؟ روی زمین افتاد
ناشناس:خوب شد پس (با خنده)
قدم برداشتم و جلو رفتم و اشکانم سرازیر شد
نانسی:ادی؟؟؟(گریه)
داستین:چی؟؟؟
جسم بی جان بلند شد و لبخندی زد
ادی:های گایز
همه چشمانمان باز بود
نانسی:مایک یدونه مینی گان بردار
مایک مینی گان را برداشت و نسونه گرفت
ادی:گایز صبر کنین خودمم تسخیر نشدم!!
نانسی:اگه راست میگی روز بیست چهار دسامبر چیشد؟
ادی:ما ون دزدیدیم وسیله درست کردیم
نانسی:بسته چرا نمردی؟؟؟
ادی:زد گلوله
هاپر:این چه خریه؟؟؟
ادی:هایی
داستین:ادییییی(گریه)
استیو:ادیییی داداش گلمممم(خنده و گریه)
همه او را در آغوش گرفتیم جز ال ، مایک ،ویل ،جاناتان، هاپر وجویس
وقتی همه او را رها کردیم ال جلو آمد.
ال:سلام من نمیشناسمتون اما خوشبختم آقای؟
ادی:سلام یازده
ال:تو منو از کجا میشناسی؟؟؟
ادی:منو بادت نمیاد منم شماره ده
همه:چیییی؟؟؟؟
ادامه دارد🌻
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان نانسی🍯
وکنا اینجاست جلومونه!!! تفنگی که ذوی میز بود رو برداشتم و رگباری شلیک کردم.
نانسی:بمیر عوضیییییییی
وکنا نبود پس چی بود؟؟؟؟ روی زمین افتاد
ناشناس:خوب شد پس (با خنده)
قدم برداشتم و جلو رفتم و اشکانم سرازیر شد
نانسی:ادی؟؟؟(گریه)
داستین:چی؟؟؟
جسم بی جان بلند شد و لبخندی زد
ادی:های گایز
همه چشمانمان باز بود
نانسی:مایک یدونه مینی گان بردار
مایک مینی گان را برداشت و نسونه گرفت
ادی:گایز صبر کنین خودمم تسخیر نشدم!!
نانسی:اگه راست میگی روز بیست چهار دسامبر چیشد؟
ادی:ما ون دزدیدیم وسیله درست کردیم
نانسی:بسته چرا نمردی؟؟؟
ادی:زد گلوله
هاپر:این چه خریه؟؟؟
ادی:هایی
داستین:ادییییی(گریه)
استیو:ادیییی داداش گلمممم(خنده و گریه)
همه او را در آغوش گرفتیم جز ال ، مایک ،ویل ،جاناتان، هاپر وجویس
وقتی همه او را رها کردیم ال جلو آمد.
ال:سلام من نمیشناسمتون اما خوشبختم آقای؟
ادی:سلام یازده
ال:تو منو از کجا میشناسی؟؟؟
ادی:منو بادت نمیاد منم شماره ده
همه:چیییی؟؟؟؟
ادامه دارد🌻
- ۲۸۱
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط