{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختربچه ی دررعدوبرق اواز میخواند

دختربچه ی دررعدوبرق اواز میخواند
پیری به اوگفت:چه می کنی؟
دخترگفت:ببین خداداره ازم عکس میگیره

پیرگفت:اگرهرکس مثل تواینگونه خداروحس میکردشایددیگربه خودجرات نمیدادهرکاری دراین دنیا انجام دهد

#عشق_خدا
#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکر نو
دیدگاه ها (۳)

پروانه را از پیله اش پراندیتا ترمه های باران خورده رابر شاخه...

خدایا.. نه از سرم میفتی ..و ته از چشمم..کجای دلم نشسته ای که...

هنوز گوئی آنجا که دی قدم زده ایمبه خاک نم زده ی باغ جای پای ...

همچون انار، خونِ دل از خویش میخوریمغم پروریم؛ حوصله ی شرحِ ق...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑جونگکوک هنوز لینارو دوست داشت پس حس خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط