کاش شش دنگ بنامم میکردی اشک ولبخندت را گرمی آغوش و نفسه
کاش شش دنگ بنامم میکردی ..اشک ولبخندت را گرمی آغوش و نفسهایت را..باز تو را می خواندم ..ای گل قاصدکم تورا از روی زمین می چینم..با نفس هایم تورا صدا خواهم کرد..تو هزار تکه شدی در این دشت..هر تکه به سویی ..منم عاشق دیوانه دویدم در باد..ذره ذره وجودم رها شد در باد همچون توگل قاصدکم تا رسیدن به تو دیگه در باد لختی صبر کن تا با تو پرواز کنم ...منم آن دیوانه رویت عاشق ..چشمان سیاهت ..طالب لبخند و نگاهی هر دم زنم بانگ به آهی..که شوم سهم تو با باز نگاهی.
- ۱۲۹
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط