{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش شش دنگ بنامم میکردی اشک ولبخندت را گرمی آغوش و نفسه

کاش شش دنگ بنامم میکردی ..اشک ولبخندت را گرمی آغوش و نفسهایت را..باز تو را می خواندم ..ای گل قاصدکم تورا از روی زمین می چینم..با نفس هایم تورا صدا خواهم کرد..تو هزار تکه شدی در این دشت..هر تکه به سویی ..منم عاشق دیوانه دویدم در باد..ذره ذره وجودم رها شد در باد همچون توگل قاصدکم تا رسیدن به تو دیگه در باد لختی صبر کن تا با تو پرواز کنم ...منم آن دیوانه رویت عاشق ..چشمان سیاهت ..طالب لبخند و نگاهی هر دم زنم بانگ به آهی..که شوم سهم تو با باز نگاهی.
دیدگاه ها (۲)

شیطان می نشیند روی مژه هایمقبل از نماز صبح !

خدایااز نماز صبح هایمفقط این خمیازه هایشباحضور قلب بودند!

دوست محجبه و عفیف من!مثل تو را فقط نزد خودت می توان پیدا کرد...

به نام خدا#محجبه_ها_ٰفرشته_انددرود برتو دختـــــــر چادری !ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط