{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بگو...

تو بگو...
تمام ساعت ها جهان،
خودشان را بکشند
خورشید بیاید و
روی صورتم نور بپاشد
تو نباشی همیشه
خواب می مانم از زندگی

نفرین به هرچی فاصله هست
عمرم..زندگیم..دورت بگردم..
دیدگاه ها (۱)

هر زمان که دلم برایت تنگ میشودساعتم را از مچم باز میکنمعقربه...

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنمتو کعبه ای هر جا رو...

برایت شعر می بافم تنت را گرم کن با آنلباس گرم شاعر ها همین ا...

دلم برات بد تنگ شدهامید زندگیمموخاااااامت..قلبت رو موخامدلم ...

وقتی بین بچه هاش فرق می‌گذاشت P¹از وقتی ته گوک به دنبا امده ...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p1ساعت حدودا ۹ صبح بود. نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط