{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همرزم یوسف می گویدهرروزمی دیدم یوسف گوشهای نشسته و نامه

همرزم یوسف می گوید:هرروزمی دیدم یوسف گوشه‌ای نشسته و نامه می نویسد.با خودم گفتم:یوسف که کسی را ندارد برای چه نامه می نویسد. آن روز هم....
یک روز گفتم:یوسف نامه ات را پست نمی کنی؟ دست مرا گرفت و قدم زنان کنار ساحل اروندرود نامه رااز جیبش درآورد،پاره کردو داخل آب ریخت چشمانش پر از اشک شد و آرام گفت:من برای آب نامه می نویسم.کسی را ندارم.
بیایم برایش پدر،مادر،خواهر،برادر باشیم.و در گروهها این پست را منتشر کنیم تا سیل صلوات و فاتحه برایش روان شود.
دیدگاه ها (۰)

نظرت رو بگو.

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²⁵همه نگاه ها به پشت سره دخترک..ماشینی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط