پارت
پارت ۲
*خونه هانی*
سوآ : هانی ... راستش اومدم اینجا ازت یه سوال بپرسم ..
هانی : خب بپرس ...
سوآ : میدونم وضعیت مالی خوبی ندارم ولی ...ولی میشه برم تست ایدلی بدم ؟
هانی : دختر زده به سرت معلومه .. فکر عالیه
تو خیلی خوش اندامی که صدای بهشتی هم داری ... فردا برو تست بده ...
سوآ : باشه . مرسی که هستی ولی من الان خیلی گشنمه
هانی : خب میخوای ازبیرون غذا سفارش بدیم؟؟
سوا : فکر بدی نیست تو سفارش بده تا من به رییسم زنگ بزنم ....
هانی : باشه پس ..
مکالمه سوا : و رییس *
:سلام اقای رییس ..
* به به سلام خانم سوا ... کاری داشتی .
:اقای رییس من برام یه کار پیش اومده اشکال نداره نیام
* نه دخترم .. فقط حواست به خودت باشه خدافظ
:بله ... چشم .. ممنون ..
سوا : هانیییی ... رییس گفت میتونم نرمم ...
ولی باید برم تست بدم
دینگ دانگ
هانی : خوبه دختر وایسا غذا ها اومد...
سوا : اخجوننن
بریم برای غذا
* فردا صبح *
ویو سوا :
صبح بیدار شدم و رفتم سرویس کارای لازمه رو انجام دادم ... رفتم کمپانی هایب ..
شب موقع غذا با هانی در بارش فکر کردیم و این نتیجه رسیدیم که بریم هایب
یه اقایی اومد و گفت
خب سلام خانم .. سوا
شما باید از چیزایی که بلدین تست بدین
سوا : خب من هم بلدم رپ کنم و هم دنس
~خب ازشون تست بدین و تا هفته بعد نتیجه ها ایمیل میشه ...
براتون رپ و دنسشرو میزارم ....
هفته بعد
امروز نتایج ایمیل شد
کلی دعا کردم که قبول شده باشم
و با چیزی که دیدیم خشکم زد ...
من .. من قبول شدمممم ... ولی تو یه گروه پسرونه ... بی .. تی .. اس.. بی تی اس ...
وای نه من نمیتونم تو یه گروه پسرونه باشم ..
اه ولش کن مهم نیست مهم اینه که من به ارزوم رسیدم ..
۱ هفته بعد
تو این یک هفته که پیش اعضا بودم یخم اب شده باهاشون دیروز منو با ارمی ها اشنا کردن ولی بر خلاف انتظارم ا می ها بهم خوش امد گویی گرمی گفتن و تازه ... اعضا از اینکه من اومدم تو گروهشون خیلی پیشرفت کردن تا الان حدود ۳ تا گرمی بردیم ...از وقتی من اومدم
پارت بعدی رو همین الان میزام پارت بعدی پارت اخریه ها
زعدش یه رمان داریم که باید تو حمایت ها و شرط ها سختگیری شه
*خونه هانی*
سوآ : هانی ... راستش اومدم اینجا ازت یه سوال بپرسم ..
هانی : خب بپرس ...
سوآ : میدونم وضعیت مالی خوبی ندارم ولی ...ولی میشه برم تست ایدلی بدم ؟
هانی : دختر زده به سرت معلومه .. فکر عالیه
تو خیلی خوش اندامی که صدای بهشتی هم داری ... فردا برو تست بده ...
سوآ : باشه . مرسی که هستی ولی من الان خیلی گشنمه
هانی : خب میخوای ازبیرون غذا سفارش بدیم؟؟
سوا : فکر بدی نیست تو سفارش بده تا من به رییسم زنگ بزنم ....
هانی : باشه پس ..
مکالمه سوا : و رییس *
:سلام اقای رییس ..
* به به سلام خانم سوا ... کاری داشتی .
:اقای رییس من برام یه کار پیش اومده اشکال نداره نیام
* نه دخترم .. فقط حواست به خودت باشه خدافظ
:بله ... چشم .. ممنون ..
سوا : هانیییی ... رییس گفت میتونم نرمم ...
ولی باید برم تست بدم
دینگ دانگ
هانی : خوبه دختر وایسا غذا ها اومد...
سوا : اخجوننن
بریم برای غذا
* فردا صبح *
ویو سوا :
صبح بیدار شدم و رفتم سرویس کارای لازمه رو انجام دادم ... رفتم کمپانی هایب ..
شب موقع غذا با هانی در بارش فکر کردیم و این نتیجه رسیدیم که بریم هایب
یه اقایی اومد و گفت
خب سلام خانم .. سوا
شما باید از چیزایی که بلدین تست بدین
سوا : خب من هم بلدم رپ کنم و هم دنس
~خب ازشون تست بدین و تا هفته بعد نتیجه ها ایمیل میشه ...
براتون رپ و دنسشرو میزارم ....
هفته بعد
امروز نتایج ایمیل شد
کلی دعا کردم که قبول شده باشم
و با چیزی که دیدیم خشکم زد ...
من .. من قبول شدمممم ... ولی تو یه گروه پسرونه ... بی .. تی .. اس.. بی تی اس ...
وای نه من نمیتونم تو یه گروه پسرونه باشم ..
اه ولش کن مهم نیست مهم اینه که من به ارزوم رسیدم ..
۱ هفته بعد
تو این یک هفته که پیش اعضا بودم یخم اب شده باهاشون دیروز منو با ارمی ها اشنا کردن ولی بر خلاف انتظارم ا می ها بهم خوش امد گویی گرمی گفتن و تازه ... اعضا از اینکه من اومدم تو گروهشون خیلی پیشرفت کردن تا الان حدود ۳ تا گرمی بردیم ...از وقتی من اومدم
پارت بعدی رو همین الان میزام پارت بعدی پارت اخریه ها
زعدش یه رمان داریم که باید تو حمایت ها و شرط ها سختگیری شه
- ۱۰۰
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط