{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۲۱:

پارت۲۱:
ویو ات
چی خریدی حالا
نام:باربی
ات:اوووو...من میرم بیرون واسه یونا خرید کنم
نام:اوک
رفتم بیرون یه لباس برا یونا گرفتم و خواستم برگردم
"لباس در اسلاید۲"
یهو یه ماشینی تند اومد و چشمام سیاهی رفت
................
تو بیمارستان بودم
پرسیدم:منم چم شده
گفتن:تصادف کردی
گفتم:به کسی زنگ زدین
گفتن:بله ...،به کسی که بنام جئون جانگ کوک زنگ زدیم
گفتم:جواب داد؟؟؟
گفتن خیر
با خودم گفتم:یعنی اینقد یونا دوست دارن*یه قطره اشک پایین اومد*خدایا شکرت دیگه الان خیالم از یونا راحته
شرط
لایک۱۰
کامنت۳۰
دیدگاه ها (۱۴)

تولد خرس عسلیمون مبارک💃🏻💃🏻💃🏻🎇🎆🎇🎆🎇🎆🎆🎆

پارت۲۰:ویو کوکدنبال یونا گشتم.... خواهرش باید بهش غذا میداد ...

#novel_vampireرسیدیم دانشگاه خواستم پیاده شمته صبر کن از این...

YOU BELONG TO ME 9:00 PM سئولویو اتبا خستگی کلید رو انداختم ...

عشق شکوفه شدهپارت⁴که یهو ات رفت تو خونه که دید همه جا کثیفه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط