{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من جار زنم در پی ان یار

من جار زنم در پی ان یار
هر دم بزنم بر دل دلدار
ای هستی من چرا نیامد
رسوای دو جهانم، ای ایزد یزدان
چون به مرحله عشق رسیددگر بار
دیدم که دگر یار نیامد
او قطرہ ای عشق بدمید بر تفس یار
اما زیار دگر طاق وتوان بار نیاورد
او مست شد و رفت سوی خرابات
اما بجز شربت سکرا نیاورد
دمی بسر آمد موعد که دادم
جز حس پشیمانی دگر هیچ نیامد
یارب بدہ خرقه عاشق کشی را
که جامه این خرقه مرا کس نیاورد
بادہ بدہ از می هستی عالم
تا مست شدم ،تاب جلوہ معبود نیاورد
دل به کمان مژگانت ببستم
امابدیدم که این دل تاب نیاورد
هر شب صدا کردم ای میر شکارم
ولے باز شنیدو به رویم نیاورد
چو ماہ بدید هر دم گنهم را
خورشید بدرخشید وبرویش نیاورد
ای بندہ من بشنو سخنم را
گر باد وماہ وشمس فلک برویم نیاورد
هر دم بزنی زار وفغان بر سر محراب
من میشنوم هر سخنت را که بر لب نیاورد

#F

@,,,,D
دیدگاه ها (۲۰)

می نویسم عشق و می لرزد دلم مینویسم عشق و اشکم میچکد مینویسم ...

با#سلام به دوستان افغانی بعنوان یک ایرانی پرپرشدن غنچه نشکفت...

#ایینه آن چشمـــان شهلا را نمـــے فهمدوقتے که معناے #تماشا ر...

#یاد-بگیریم-سریع-قضاوت-نکنیمامروز سوار یه #تاکسی شدمصد متر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط