{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخه من هیچی ندارم

آخه من هیچی ندارم
که نثاره تو کنم
تا فدای چشمای مثل بهاره تو کنم
میدرخشی مثل یک تیکه جواهر توی جمع
من میترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم
من مثل شبای بی ستاره سرد و خالیم
خب میترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم
تو مثل قصه پر از خاطره هستی نمیخوام
منه بی نشون تورو نشونه دارت بکنم
تو که بی قراره دیدن شب و ستاره ای
واسه دیدن ستاره بی قرارت بکنم
مثل دریا بی قراری نمیتونی بمونی
من چرا مثل یه برکه موندگارت بکنم
من مثل شبای بی ستاره سرد و خالیم
خب میترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم
تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
آخه من هیچ نمیخوام که غصه دارت بکنم...
دیدگاه ها (۵)

خاطرات نه سر دارند نه ته! بی هوا می آیند تا خفه ات کنند... ...

دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی، گرفته است... آسمان چشمانم...

سر به روی شانه های مهربانت ميگذارم عقده دل ميگشايمگريه ی بی ...

عشق، زيباترين لذتيست که به وقت ارتکاب آن خدا برای بشر ايستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط