{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما

ما
تنهایی تنهایی آدم بودیم
آدم آدم تنهایی
ما
دلتنگی دلتنگی آدم بودیم
آدم آدم دلتنگی
و جهان پیاده روی بزرگی بود
تنهایی ها و دلتنگی ها کنار هم راه می رفتند
در کدام خیابان
تنه می زند
دلتنگیت به دلتنگی ام
که کتابهایت بریزند
که خم شوی و جمعشان کنی
که ناگهان
نگاه های دو تنهایی به هم گره بخورد
درست مثل فیلمها
و بعد از آن یک عمر
به یکی از برگه هایت فکر کنی
که گم شد .

❄️..
دیدگاه ها (۱)

ماتنهایی تنهایی آدم بودیمآدم آدم تنهاییمادلتنگی دلتنگی آدم ب...

ﺧـــــﺪﺍﯾــــﺎ ... !!!!ﻣــﻦ ﻓـــــﻘﻂ ﺍﻭﺭﺍ ﻣﯿــﺨﻮﺍﻫــﻢ ...ﺍﮔـ...

طَبیــــب را خَـــــبر کـــُنیدبه یاد آوَردمیاد آن روز تَـــ...

سلام دوستای گلم صبح همگی بخیر و شادی روز خوبی داشته باشید

رمان: قلب یخی رئیس مافیاپارت اولباران شدیدی روی شیشه‌های عما...

اسم رمان: میان انفجار و امید پارت 2 میدوریا سوار اتوبوس شد و...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط