{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی کاش کمی رحم و مدارا می‌کرد

عاشقی کاش کمی رحم و مدارا می‌کرد
لحظه‌ای که دل دیوانه تمنا می‌کرد

آن زمان که در و دیوار چو تصویر نگار
مُردنم را کف این خانه تماشا می‌کرد

کاش دلدادگی اش مثل خودم عاشق بود
و مرا شادترین عاشق دنیا می‌کرد

دوری سنگدلش کاش همین الساعه
قبل و اکنون مرا قاتل فردا می‌کرد

خاطره کاش نمی‌رفت و خودش را امشب
همنشین من دیوانهء تنها می‌کرد

قبل از این حادثه‌های تهی از عشق و وفا
عشق را کاش دل عاشقم حاشا می‌کرد

آخرین حسرتم این است که ای کاش کسی
قطره‌ای اشک نثار جسد ما می‌کرد

نشد این‌گونه ولی باز دل ساده من
بعد مرگش هوس چشم فریبا می‌کرد

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

نگار بر سر ناز است وای بر من و دل،ز غمزه شعبده باز است وای ب...

یک تفاهم بین دنیای من است و چشم تو،هر دو یک رنگ است اما این ...

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاداز چشم پری به چشم من چشم افتا...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

عاشقانه های شبنم

🚩 تنها رهبری که نامش در حافظه‌ی این سرزمین، با صبر، استواری ...

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط