{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(وقتی تنها دختر گروهی)

(وقتی تنها دختر گروهی)
پارت پونزدهم.......

ویو ات.......

رفتم آشپزخونه که توت فرنگی ها رو بردارم در یخچال رو باز کردم هر چی دنبال توت فرنگی ها گشتم پیداش نکردم از آشپزخونه داد زدم

ات:توت فرنگی هام نیستتتتتتتتت(داد)

که دیدم صدای خنده ی جیمین و ته اومد رفتم تو حال گفتم

ات:هی چرا میخندین(عصبی)
جیمین:ها هیچی بابا داریم به این فیلمه میخندیم
شوگا:ات زر میزنن اونا توت فرنگی هاتو خوردن
ته:هی چرا الکی تهمت میزنی
شوگا:خودم دیدم داشتین تو آشپزخونه میخوردین
ات:جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ات:همین الان میرین برام میخرین
جیمین:ات فردا الان دیر وقته
ات:برام مهم نیست یه مغازه دیر وقتا بازه تا نخریدین تو خونه راتون نمیدم
نامی:ات حالا صبر کن فردا برات میخریم
ات:باشه ولی تا فردا همه موچی هارو میخورم تا برام توت فرنگی بخرین
جیمین:به موچی های من دست زدی خودت میدونی
ات:چطور تو به توت های من دست زدی من نزنم اصلا از حرست جلو چشماتم میخورم

رفتم آشپزخونه که موچی هارو وردارم که جیمین خواست بیاد دنبالم که
جیهوپ:جیمین ولش کن فعلا اعصاب نداره مارم میخوره
جیمین:باش بابا

رفتم موچی هارو ورداشتم برگشتم که.......
دیدگاه ها (۰)

وقتی تنها دختر گروهی) پارت شونزدهم...... ویو ات...... برگشتم...

بچه ها این دوتا پارت آخرم یه کم بد شد ببخشید پارت های بعد رو...

#سیگما_خودش_همجنسگراست #سیگما_خودش_همجنسگراست #سیگما_خودش_هم...

وقتی تنها دختر گروهی) پارت چهاردهم........ ویو ات...... رفتم...

سه پارتی تهیونگ~~ملکه قلبم~~پارت۱

Dark Loveفصل ۲ پارت ۱۶☆

ویو کوک اوندیم بیروت از مغازه و رفتیم یه بستنی فروشی ☆خب خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط