{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم تو خـوابے یا ڪ بـیدار

نمیدانم تو خـوابے یا ڪ بـیدار

ولے مـن مـثل هر شـب بیـقرارم

دراین بے تابے و شـب زندہ داری

سـرم را بر خـیالت مــیگذارم
دیدگاه ها (۱)

تا تو را حس مے ڪنــمحس مے ڪنم دلواپسمبے پنــاهـم خستــــہ ام...

ناز پروده ی عشق تو شدم جان منیدردخود با که بگویمکه تو درمان ...

ای رفته زِ دل ، رفته زِ بَر ، رفته زِ خاطربر من منگر ، تاب ن...

چشم مخصــوص تماشاستاگر بگذارنــدو تـــــماشاے تو زیباســـــت...

شب‌زنده داری میکنی، تا صبح زاری میکنیتو بی‌قراری میکنی، من ب...

یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم، ولی چشم ا...

وقتی دلم با غم،برایت بیقرار استدیگر تمامم هر نفس،در تو دچار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط