{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بد دست ترین خیاطی که

بد دست ترین خیاطی که
به عمر دیده ام؛
روزگار بود!
برایمان انتخاب کرد،
برید و دوخت
اما فقط دوخت و توجهی نکرد
که این تن پوش اجباری
به قواره ما میخورد یا نه !

‌‌‌‌ ‌‌‎
دیدگاه ها (۱۲)

مگر لایقِ تکیه دادن نبـودمتو با حسـرتِ شانه یِ من چـه کردیاف...

ﻭَﻩ ﭼِﻪ ﺷَﻮَﺩ ﺍﮔﺮ ﺷَﺒﯽ؟ ﺑَﺮ ﻟَﺐِ ﻣَﻦ ﻧَﻬﯽ ﻟَﺒﯽ❤ ﺗﺎ ﺑِﻪ ﻟَﺐِ ...

باهاش حالم خوب بود، ولی من احمق، منه بی‌شعور گفتم بره گم‌شه....

یکی از تلخ‌ترین، اما درعین حال پرافتخارترین داستان‌های زندگی...

عشقم تو همونی هستی که ...وسط دل گرفتن هام، یهو با یادآوریِای...

فصل اول_آغاز سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط