تیر نگذاشت ڪه یڪ جمله به آخر برسد/هیچڪس حدس نمی زد ڪه چنی

تیر نگذاشت ڪه یڪ جمله به آخر برسد/هیچڪس حدس نمی زد ڪه چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی نمیخواست فرات/یڪ دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟!

یا علی اصغر(ع)🖤
#محرم
دیدگاه ها (۱۸)

پاسخ به ویدیو وایرال شده از مقایسه حکومت امام علی (ع)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

فاصله یک لبخند تا جنون

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁴...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جیمین چند دقیقه مکث کرد، بعد با ملا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط