آدینه

آدینه
زنی است
که در فراغ معشوقش
روی صندلی خاطرات لم می‌دهد
گذشته‌اش را مرور می‌کند
خاطرات شیرینش را قاب می‌گیرد
به دیوار ذهنش می‌آویزد
و در سکوتی مبهم
دلتنگی هایش رافریاد می زند
دیدگاه ها (۰)

من به مردی وفا نمودم و اوپشت پا زد به عشق و امیدمهر چه دادم ...

هر روز یکی خشت می افتد به سر ماای سقف ترک خورده به یکباره فر...

زمانیکه لبخند تورا باهمان احساس خاص در خیالم تصور می کنم قلب...

کاش می شدبعضی ها را گونه ای دوست داشتکه هیچ راه گریزی نداشتک...

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

چپتر ۱۴ _ تولد سایه، مرگ نورداخل محفظه شیشه ای.نفس های بریده...

افسانهٔ غار ، مشهورتربن نوشتهٔ افلاطونمشهورترین قطعه در کل ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط