{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پناه اخر من باش

پناه اخر من باش

شده رویات همه چیزم

دارم ترسامو هر لحظه تو آغوش تو میریزم

یه باور تو جان من رو احساس تو درگیره

به عمق باورم میرم

چقد حست نفسگیره

نمیخوام دل بسوزونه کسی از بین آدم ها

تو که ناجی نباشی من همون بهتر بشم تنها

همیشه درد تنهایی یه باری شد رو دوشت

تو این دنیای بی رحمی

نزار کم شم از آغوشت

نزار کم شم از آغوشت

نزار کم شم از آغوشت

کنار اومد دل تنهام با تکرار گناه من

چقد عشق تو بی مرزه

بازم شد جون پناه من

تموم توبه هایی که شکستم مونده تو یادم

یه قرصش تو ذهنم هست که یادم میشه این عادت

نمیخوام دل بسوزونه کسی از بین آدم ها

تو که ناجی نباشی من همون بهتر بشم تنها

همیشه درد تنهایی یه باری شد رو دوشت

تو این دنیای بی رحمی

نزار کم شم از آغوشت

نزار کم شم از آغوشت

نزار کم شم از آغوشت
دیدگاه ها (۱)

مگه هست عشقی که توش غم نباشهغمو عشق باهم رفیق شفیقهیه زخمایی...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

سناریو(درخواستی):وقتی خسته هستن و تو ماساژشون میدی:نامجون : ...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط