{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را بغل گرفتم

دلم را بغل گرفتم
به دنبال سایه ام به راه افتادم
اینجا تاچشم کارمیکند
خداهست
دل سپرده ام به آواز سنگ
به آغاز شقایق
ودستانی که هیچوقت سهم من نشد
خواب پلک کوچه را میدزدد
سالیان درازیست
به لالایی خدا دلخوشم
به عطر گلهای یاس سجاده ی
بیرنگ مادرم...
که هرصبح بوی اجابت میدهند...
دلم را می نوازم با خیال
خدایی که میدانم هست
ونفس میکشد خورشید را....
وصدا میزند دریا و ماه را
دلم رابرداشتم
شستم و بر بند استغاثه پهن کردم
...‌
میرفتم با پاهای گریزم
بسوی
ابدیت صدا.....
دیدگاه ها (۷)

یک هم وطن با ایمان وسط کنسرت ابی:لبیک یا خامنه ای❤️🇮🇷حاج احم...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

تقدیم به لر زبان های عزیز تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ...

از خیاطی پرسیدند:     زندگی یعنی چه ؟     گفت : دوختن پارگی ...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵🄼🅄🅂🄸🄲🄰🄻ای منظورتمــــــ...

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

هواللهم اجعل قلبي الموطن الوحيد لحضورك.الهی، قلبم را تنها جا...

ایده لباس حنا بندون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط