{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهر یک روز تعطیل

ظهر یک روز تعطیل
در نیمه راه
از کنار هم گذشتیم
من و مرگ
او به شهر می‌رفت من به گورستان
سابیر هاکا
دیدگاه ها (۱)

تنهایی آرام و بی صدا در روح ات رخنه می کندبی آنکه کسی ببیندک...

بر آسمان‌خراشی می‌نشینمو نگاه می‌کنمکه چگونه شب آرام‌آرام از...

هر زنی واجب‌تر از نان شبنیازمند دستی نیرومند استپناهی که به ...

#حکایت_قدیمی 🥵 تب کرد و مُرد !پسری، پدرش از دار دنیا رفت و ا...

تورا در نیمه های شبکنار ماه می خواهمکمی آن سوی دلتنگیتو را ه...

حَیَّ عَلَی الْعَزآای ساربان!آهسته ران...کز دیده دریا می رود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط