حال من را دیدی وتادیدمت بغضم شکست

حال من را دیدی وتادیدمت بغضم شکست

من ندارم طاقت چشمان خیست مهربان

اشک چشمانمـ ندارد ارزشی،شایدشود

پرت چشمان یکی دیگر حواست مهربان

گفته بودی درد اگرداری،شریکم!پس چرا

تاشدحرف ازدردمن،تاشدلباست مهربان

گریه میکردی به حالم،فکررفتن درسرت

عاشقم بودی توازروی سیاست مهربان

تکه های ازغرورم مانده بود آن هم شکست

پس نمانده جا برای التماست مهربان...
دیدگاه ها (۷)

برای لحظه ی نگاهم رابه حاضرین دوختم دروهله ی اول نگاهم به شه...

#گروگان_قلبم #part_27-چی شد دِ اخه ؟+برو گمشو .-چرااا اخه قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط