ای مهمان خوابهای کوتاه من
ای مهمان خوابهای کوتاه من
هر بار هجای نامت را شبیه اقاقی ها
به ذهن شعرهایم می سپارم
و زمزمه شیرین چشم هایت را
از پنجره بی قواره فاصله
به دورترین بوسه داده ام
در تمام سالهای بی تو
پای کند عقربه های ساعت
هر روز چیزی شبیه نبودنت در دلم می ریزد
من در نبود تو
نمی دانم چند بغض دیگر را بگریم
تا اندوه این درد از من برهد
می شود بیایی
و همین پنجره باز و بی واژه را بکوبی
و جای آخرین قافیه من بنشینی
دل خوش کرده ام به کاشهای نرسیده
و هر بار در خلق یک بغض خسته
ماهر تر از طعم پاییزی یک ابر می شوم
هر بار هجای نامت را شبیه اقاقی ها
به ذهن شعرهایم می سپارم
و زمزمه شیرین چشم هایت را
از پنجره بی قواره فاصله
به دورترین بوسه داده ام
در تمام سالهای بی تو
پای کند عقربه های ساعت
هر روز چیزی شبیه نبودنت در دلم می ریزد
من در نبود تو
نمی دانم چند بغض دیگر را بگریم
تا اندوه این درد از من برهد
می شود بیایی
و همین پنجره باز و بی واژه را بکوبی
و جای آخرین قافیه من بنشینی
دل خوش کرده ام به کاشهای نرسیده
و هر بار در خلق یک بغض خسته
ماهر تر از طعم پاییزی یک ابر می شوم
- ۷۰۳
- ۱۲ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط