درخواستی
درخواستی
وقتی باهم دعوا کردین
و تو در حال آشپزی سرت گیچ میره و میوفتی زمین بعد سیاهی💞
نامجون:براید استایل بغلت میکنه میزارتت تو ماشین و سریع میرید بیمارستان و میفهمید که ....دیگه شبا نمیتونید به راحتی بخوابید(نینی دار شدیننن)🐨
جین:ورد واید بیوتیم بیدار شو عشقم ببخشید غز وقتی دعوا کردیم حالت خوب نیست(بغض)🦙
یونگی:`خواب بود که یدفعه دید یه صدایی از تپ آشپزخونه اومد ترسید و سریع اومد و دید غذا وسط خونه ریخته و کیتنش غش کرده و سریع براید استایل بغلت کرد و`پاشو چرا بلند نمیشی اگه یه اتفاقی واست بیوفته من میمیرم(خدانکنه)🐈
جی هوپ:`کمپانی بود که رسید بود خونه و هرچقدر که در میزد باز نمیکردی برای همین نگران شد و کلیدی که داشت رو برداشت و در رو باز کرد و اومد تو و دید ا٫ت وسط خونه افتاده و انقدر استرس داشت و ترسده بود مه نمیدونست چیکار کنه🐿️
جیمین:وقتی غش کردی نفهمید چون صدایی نیومد میخواست بیاد که معذرت خواهی کنه چون که خیلی گریه کرده بودی و اومد که بیاد معذرت خواهی کنه دید موچیش غش کرده و سریع زنگ زد به دکتر که بیاد معاینه ات کنه🐥
تهیونگ:داشت با یونتان بازی میکرد یونتان سریع دوید سمت آشپزخونه و خیلی پارس میکرد و تهیونگ فهمید که ا٫ت یه اتفاقی براش افتاده یکم اب پاشید به صورت ا٫ت و به هوش اومد و کلی ازت معذرت خواهی کرد به خاطر دعوا🐅
کوکی:داشت فیلم میدید که یک دفعه(آشپزخونه از پذیرایی دوره)فهمید هیچ صدایی از تو آشپزخونه نمیاد نگران شد و اومد توی آشپزخونه و دید ا٫ت وسط آشپزخونه افتاده سریع براید بغلش کرد و بردش تو اتاق و کلی نازت کرد و صدا کرد و گریه کرد تا بیدار شدی و کلی بغلت کرد و بوسیدت🐰
حمایتتتت💜✨🎀
بد شد مگه نه؟🥺😢
وقتی باهم دعوا کردین
و تو در حال آشپزی سرت گیچ میره و میوفتی زمین بعد سیاهی💞
نامجون:براید استایل بغلت میکنه میزارتت تو ماشین و سریع میرید بیمارستان و میفهمید که ....دیگه شبا نمیتونید به راحتی بخوابید(نینی دار شدیننن)🐨
جین:ورد واید بیوتیم بیدار شو عشقم ببخشید غز وقتی دعوا کردیم حالت خوب نیست(بغض)🦙
یونگی:`خواب بود که یدفعه دید یه صدایی از تپ آشپزخونه اومد ترسید و سریع اومد و دید غذا وسط خونه ریخته و کیتنش غش کرده و سریع براید استایل بغلت کرد و`پاشو چرا بلند نمیشی اگه یه اتفاقی واست بیوفته من میمیرم(خدانکنه)🐈
جی هوپ:`کمپانی بود که رسید بود خونه و هرچقدر که در میزد باز نمیکردی برای همین نگران شد و کلیدی که داشت رو برداشت و در رو باز کرد و اومد تو و دید ا٫ت وسط خونه افتاده و انقدر استرس داشت و ترسده بود مه نمیدونست چیکار کنه🐿️
جیمین:وقتی غش کردی نفهمید چون صدایی نیومد میخواست بیاد که معذرت خواهی کنه چون که خیلی گریه کرده بودی و اومد که بیاد معذرت خواهی کنه دید موچیش غش کرده و سریع زنگ زد به دکتر که بیاد معاینه ات کنه🐥
تهیونگ:داشت با یونتان بازی میکرد یونتان سریع دوید سمت آشپزخونه و خیلی پارس میکرد و تهیونگ فهمید که ا٫ت یه اتفاقی براش افتاده یکم اب پاشید به صورت ا٫ت و به هوش اومد و کلی ازت معذرت خواهی کرد به خاطر دعوا🐅
کوکی:داشت فیلم میدید که یک دفعه(آشپزخونه از پذیرایی دوره)فهمید هیچ صدایی از تو آشپزخونه نمیاد نگران شد و اومد توی آشپزخونه و دید ا٫ت وسط آشپزخونه افتاده سریع براید بغلش کرد و بردش تو اتاق و کلی نازت کرد و صدا کرد و گریه کرد تا بیدار شدی و کلی بغلت کرد و بوسیدت🐰
حمایتتتت💜✨🎀
بد شد مگه نه؟🥺😢
- ۶.۷k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط