{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی آنکه قدمی از این دیوارها گذر کنم !

بی آنکه قدمی از این دیوارها گذر کنم !
به دید و بازدیدِ آغوش گرم تو می آیم....
تو را می شنوم !
تو را می بوسم !
دل های نزدیک ما را ...
واهمه از اینهمه دوری نیست ...
#زهره_حدادی


#عاشقانه #جذاب #هنر_عکاسی #ایده
دیدگاه ها (۱)

گاهی آنقدر،غرقِ دوست داشتنت می‌شوم؛که همچون پرنده‌ای بدون با...

عطر تورا میشنوم و هر بار سرآسیمهاز پنجره به افق دور میشوم خی...

| ما سال هاست مانده ایم،عاشق و بلا تکلیف،دلتنگ و بی دلبر،یک ...

آنقدر عکس هایت را به تماشا نشستم‌ که میدانم روز دیدارمان جای...

«ای سردارِ جان، ای رهبرِ شهیدم…با رفتنت، انگار تکه‌ای از روح...

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط