عشق پشت صحنه شرط:۶لایک

یک هفته بعد:
الان تقریبا ی هفته اس از حامله بودن ات خبر دار شدن ولی کم کم جونگکوک میبینه خبری از علائم حاملگی و بزرگ شدن شکم نیست
+هی ات
-جانم
+میگم بلیزتو درمیاری
-چ..چرا
+یدقه درار
-(با ترس درمیاره)
ویو جونگکوک:
وقتی بلیزشو دراورد بدن سفیدش تح...ریکم می‌کرد اما نه نه من نباید کاری کنم
بیخیال شدمو دستمو گذاشتم رو شکمش
+تو چرا شکمت بزرگ نشده؟
-نمیدونم
+چرا بالا نمیاری؟
-چمیدونم آخه
+یچیزی مشکوکه اینجا
+پاشو بریم دکتر
-الان؟
+اره دیگع
-باشه بریم
میرن دکتر:
دکتر سونوگرافی میکنه و میگه:
♡خانم الان شما چندوقته پریود نمیشین درسته؟
-بله عقب افتاده
♡ولی بیبی چک و سونوگرافی نشون نمیدن شما حامله باشین
-ولی پس چرا پریود نمیشم؟
♡با توجه به این که حامله نیستین و پریودی تون عقب افتاده رحم تون مشکل پیدا کرده و نمیتونه خون دیواره های رحم رو جمع کنه و خون شما جمع شده باشه
-یعنی من حامله نیستم؟(خوشحال و برمیگرده به جونگکوک نگاه میکنه)
♡خیر..معذرت میخوام اشتباه از همکار بنده بودن کع نتونستن تشخیص بدن
+خب خانم دکتر چیکار کنیم ایشون حالشون خوب بشه؟
♡من براشون یسری دارو مینویسم حتمی مصرف کنید اگر عمل کنه تا هفته دیگه دوباره بیاین اینجا به احتمال زیاد بهبود میابین
-ممنونم

ات و جونگکوک میرن تو ماشین و جونگکوک میره دارو های ات و میگیره و میرن خونه
تو راه خونه:
-وای جونگکوکا
+جانم
-خیلی خوشحالم
+چرا نینی
-من حامله نیستم(خوشحال)
+ولی رحمت مشکل داره پس باید مراقب باشی
-اون اشکال نداره و مهم نی خوب میشم
+افرین به روحیه ات(خنده)
-وای خیلی خوشحالم
-دیگه حامله نیستم(خنده)
دیدگاه ها (۷)

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت شیش ( آخر )

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط