{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدری بخند ، سایه ی غم از فضا بگیر

قدری بخند ، سایه ی غم از فضا بگیر
این شرم را رها کن و دست مرا بگیر

نامحرمم ؛ قبول گناهش به پای من
اندازه ی دو بوسه امان از خدا بگیر

آغوش از تب هیجان پر بکن ، و بعد
از پشت سر بیا و مرا بی هوا بگیر

دست خودت که نیست ، به هر شیوه دلبری
سر تا به پای عشوه ی خود را طلا بگیر

بی تو تمام دلخوشی ام شعر مانده است
این هم تمام دار و ندارم...بیا بگیر
دیدگاه ها (۳)

چتر ها در شرشر دلگیر باران می رود بالافکر من آرام از طول خیا...

شمشیر ستم در کف پائیز ببینیداین برق بلاگستر ِخونریز ببینیددی...

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایتدلــی کــــه کرده هـوای...

تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرمتبسمی کن و جان بین که چون همی...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p8باد زوزه میکشید ...

پارت ۲ساعت ۵:۴۵ صبح، نورِ سردِ مه‌آلود از پنجره‌ی اتاقِ کوچک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط