{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با عطر تو

با عطر تو
در یک اتاق
تنها مانده‌ام
این عذاب را
نمی‌توانی تصور کنی...
دیدگاه ها (۱۷)

بوی بهار می آید …تمام پنجره ها راباز می کنمبه من بگو …تو را ...

❄ ️منمدرختی کهبرگ هایش را ریختتا توماه رااز میان شاخه هایشتم...

از پنجره ات مرا صدا کن با عشقآییـنه ی صبح را طلا کن با عشقلب...

‌ایستاده ام بر بام اسفندباچشمانی خیرهبه روزهایی که تلخ و شیر...

نمی توانی به عقب برگردی و شروع را عوض کنی ،ولی می توانی از...

نمی‌توانی زخم‌هایم را پاک کنی یا گذشته‌ای که آزارم می‌دهد را...

برای دقایقی چشمانت را ببند و تصور کن که پیر شده ای و تنها یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط