{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

برائ خورشید جاودانم

برائ خورشیـد جاودانم‌،
عشقِ من به‌تو‌ آغاز نشد.
پایان نیافت.
آنچه میانِ ماست وابسته به‌زمان نیست.
به‌خودیِ خود یك عهـد است.
بنیادی‌ترین شکلِ اعتماد است.
می‌توان آن‌را در هم شکست و از نو ساخت.
می‌تواند ناپدید شود و دوباره شعله‌ور‌ شود.
اما نمی‌توان ان‌را‌ رُبود.
نه‌حتی‌ به‌واسطۀ مرگ.
ما همچون گرفتگیِ‌ ماه و خورشید بودیم.
لحظه‌ای که‌خورشید و ماه یك‌دیگر را ملاقات کردند.
تلألؤ نور در جایی‌که امیـد به‌سمت‌ ناامیدی‌ دست یازید و آن‌ها همدیگر را در آغوش کشیدند، حال براي لحظه‌ای کوتاه یا برای یك‌عمـر.
امشب، در حالی‌که به‌روی‌ پشت‌بام می‌روم که به‌تو‌ می‌اندیشم.
روح‌هایم‌ نیز همراهم می‌آیند یك‌ریہ، یك‌قلب و یك‌ذهنِ جاافتاده همگی از جانبِ ‌شب به‌سوی‌ من فرستاده شدند.
تو را می‌بینم که‌به‌ خیابان‌‌ها قدم می‌گذاری، با ان‌ چشم‌هایِ زرد در ازدحام‌ گم می‌شوی‌ و من تنها با یك رؤیا‌ به‌سوی‌ تو دست دراز می‌کنم. اگر در زندگیِ بعدی‌ات‌ تصمیم گرفتی من‌را‌ دوباره پیدا کنی، با نامی‌دیگر، در بدنی دیگر، من برایت خانه‌ائ خواهم شد. به‌عهـدم وفا خواهم کرد.‌

هربار از نو عاشقِ تو خواهم‌شد..
دیدگاه ها (۲۶)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط