پارت
پارت۲۷
ویو جین
سه هفته از وقتی که خبر کما رفتن با خبر شدیم میگذره و هنوز هیچ تغییری در سلامتش به وجود نیومده
دیروز جیمین رو همراه یونگی فرستادیم خونه و به تهیونگ هم گفتیم بره چون از اون موقع نه درس غذایی میخوره نه میخوابه و همش پیش کوک نشسته برای همین فرستادیمش بره و الان من و نامجون پیش کوک نشستیم
هنوز نیم ساعت از رفتن ته نگذشته بود که با عجله وارد اتاق شد
ته:نامجوننن(با داد)
نامی:چیه پسر اروم باش
ته:اون عوضی چرا اینجاست
نامی:چی کیو داری میگی
ته:اون لارای عوضی
نامی:ته حالت خوبه اون رفته خارج حتما توهم زدی
ته:بیا خودت ببین جلوی دره بیمارستانه
نامجون اول یه نگاه به من کرد و بعد به ته
نامی:جین الان میام
و بعد با دو رفت بیرون و ته همراهش رفت
(فلش بک به وقتی که ته میخواست بره)
جین فرستادم که برم خونه اول قبول نکردم ولی بعد با کلی اسرار مجبورم کرد برم تا از بیمارستان اومدم بیرون که یهو صدای کسی اومد
لارا:سلام تهیونگی
اول فکر کردم اشتباه شنیدم و میخواستم برم ولی یهو دستم از کشیده شد
لارا:اوپا با تو هستم
بهش نگاه کردم واقعا اون بود اول با تعجب نگاهش کردم و دستمو سریع از دستش کشیدم بیرون
ته:تو اینجا چه گو*هی میخوری
لارا:اوپا چرا اینطوری حرف میزنی ناراحت شدم
ته:اره وقتی که جلو روم بهم خیانت کردی اون موقع باید ناراحت میشدی
لارا: اوپا من اشتباه کردم بیا دوباره با هم باشیم
ته:............
ویو جین
سه هفته از وقتی که خبر کما رفتن با خبر شدیم میگذره و هنوز هیچ تغییری در سلامتش به وجود نیومده
دیروز جیمین رو همراه یونگی فرستادیم خونه و به تهیونگ هم گفتیم بره چون از اون موقع نه درس غذایی میخوره نه میخوابه و همش پیش کوک نشسته برای همین فرستادیمش بره و الان من و نامجون پیش کوک نشستیم
هنوز نیم ساعت از رفتن ته نگذشته بود که با عجله وارد اتاق شد
ته:نامجوننن(با داد)
نامی:چیه پسر اروم باش
ته:اون عوضی چرا اینجاست
نامی:چی کیو داری میگی
ته:اون لارای عوضی
نامی:ته حالت خوبه اون رفته خارج حتما توهم زدی
ته:بیا خودت ببین جلوی دره بیمارستانه
نامجون اول یه نگاه به من کرد و بعد به ته
نامی:جین الان میام
و بعد با دو رفت بیرون و ته همراهش رفت
(فلش بک به وقتی که ته میخواست بره)
جین فرستادم که برم خونه اول قبول نکردم ولی بعد با کلی اسرار مجبورم کرد برم تا از بیمارستان اومدم بیرون که یهو صدای کسی اومد
لارا:سلام تهیونگی
اول فکر کردم اشتباه شنیدم و میخواستم برم ولی یهو دستم از کشیده شد
لارا:اوپا با تو هستم
بهش نگاه کردم واقعا اون بود اول با تعجب نگاهش کردم و دستمو سریع از دستش کشیدم بیرون
ته:تو اینجا چه گو*هی میخوری
لارا:اوپا چرا اینطوری حرف میزنی ناراحت شدم
ته:اره وقتی که جلو روم بهم خیانت کردی اون موقع باید ناراحت میشدی
لارا: اوپا من اشتباه کردم بیا دوباره با هم باشیم
ته:............
- ۱.۱k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط