{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#امروز قرار تمام #مردم #شهر این بود.#دست و پای #ساعت ها ر

#امروز قرار تمام #مردم #شهر این بود.#دست و پای #ساعت ها را #زنجیر کردند و همه را به #آب سپردند حالا #کودکی سر #قبر ساعت های نبودنت #فاتحه میخواند
دیدگاه ها (۱)

#شهری که #تو را ندارد هر #روزش #جمعه است

#ایستگاه #راه آهن #خسته بود در #انتظار #آخرین قطار...

#برگرد_در_من_کسی_بهانه ات را میگیرد

#نبودنت را دارم با #ساعت_شنی اندازه میگیرم یک #صحرا #گذشته ا...

هنوز ندیدمش ولی دوست دارم ببینمش حالا ببینیم روزگار چه میگه ...

امروز بر این شعر باید خون گریه کرد. تکنوکرات های چپ و راست، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط