{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شد دام شوم

بی هوا بوسه مزن بر رخ من
بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم

بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم

پنجره باز کن نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به این بام شوم

وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم
......
دیدگاه ها (۰)

خب آدمی ست دیگر.. دلش تنگ می‌شود .. حتی برای کسی که دو ساعت ...

.امشب هم خیالت را زیر سرم می‌خوابانمو در رویا منتظرت میمانمخ...

جهان به خواب و شبی چشم من نیاسایدچو دل به جای نباشد، چگونه خ...

چشمهايت يک سوال تازه مى پرسد ولىچشمهايم پاسخت را مثل سابق مى...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

پارت۴۰ :پشت بانداژ هر چی بیشتر از لحظه تحویل سال می‌گذشت جمع...

ببخشید؛ این چند خط صرفاً شوخی‌ست و جسارتش پایِ طنزِ بی‌ادبان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط