{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلمی در دست گرفتم خواستم از دوریَت

قلمی در دست گرفتم خواستم از دوریَت


بنویسم شعری اما،چشم گریانم نذاشت
دیدگاه ها (۳)

بی تو آوارم و بر خویش فرو ریخته امای همه سقف وستون وهمه آباد...

ﻭﻗﺘﯽﺗﻮ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽﮐﺎﻣﻞ ﻧﻤﯽ‌ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖﺑﻌﺪﺍﺯﺗﻮﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﻧﺎﺗﻤﺎ...

مستِ شعرم ، مستِ تک بیت و غزلمـستِ آن چـشمانِ مـستِ ، شاعرت

ای رفته ز دل راسـت بگـو ! بهـر چه امـشـببـا خاطـره ها آمده ...

خواستم بگم اگه رژیم یه وقت منو کشت یا شبونه منو دست بسته و چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط