به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمیرسم،وصال توخیالیه وای که دل
به چشمای خودت قسم دیگه بهت نمیرسم،وصال توخیالیه وای که دلم چه حالیه،یادت میادبهامون دلای بیقرارمون؟قایم شدن توکوچه ها دورازنگاه بچه ها،بازیای عروسکی اخ که چه حیف شدکودکی،یکم برس بازبه خودت میخوام بیام تولدت،اونوقتا اینجوری نبود راهت به این دوری نبود،حالاکه عاشقت شدم نیستی دیگه مال خودم،پاییزچه فصل سردیه عاشقیم چه دردیه،گم شده بازبادبادکم تونمیای به کمکم،میخوام دستاتو بگیرم توبمونی من بمیرم،عاشقیم نوبته اخ که چه بدعادتیه،من نگرانم واسه تو قبله ی دیگران نشو،اشکم به این زلالیه دل توازمن خالیه،توهمه عشق توگلم هلاک یک تبسمم،توشدی مال دیگری چطوردلت اومدبری؟قفلاکه بی کلیدشدن چشمابه درسفیدشدن.《مریم حیدرزاده》
- ۳۳۴
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط