در من

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از دوست داشتنت بر نمی‌دارد
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت
به گمانم
همین بی آغوشی
او را خواهد کشت
#زیبا #پست_جدید #خاص #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

هر دختری در زندگی خود ، جهانی کوچک دارد!همان جایی که بدون هی...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

🧼✨ اگه همیشه دوست داشتی صابون‌های دست‌ساز و خاص خودت رو درست...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

یکی بود که خیلی پولدار بود،اما همیشه فقط یک دست کت‌وشلوار قه...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

#شعر #دکلمه#حرف_دل #دلنوشت #زیبا #خاص #غمگین #احساسی #دکلمه...

‍ ‍ این ساعت،این هوا،‌این فصلِ زیبا،نیازی نیست دلیلیبرایِ غص...

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط