{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

٣ داستان زیبا:

٣ داستان زیبا:

روزی روستاییان تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند در روزیکه برای دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت ، این یعنی ایمان
○○○○○○○○○○○○○○○○○○
کودک یک ساله ای را تصور کنید زمانیکه شما اورابه هوا پرت میکنید او میخندد زیرا میداند اورا خواهید گرفت این یعنی اعتماد
○○○○○○○○○○○○○○○○○○
هر شب ما به رختخواب میرویم ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده برمیخیزیم با این حال هر شب ساعت را برای فرداکوک میکنیم این یعنی امید...
○○○○○○○○○○○○○○○○○○
ایمان ، اعتماد و امید به خدا را فراموش نکنیم ...
دیدگاه ها (۷)

تو کجایی سهراب؟؟خانه ی دوست فرو ریخت سرم!!آرزویم را دستی دزد...

خوش آن که ره عشق' بتی پیماید,,, برخاک رهش روی...

داستان زيبا: * روزى روستاييان تصميم گرفتند...

داستان زیبا روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا ...

روزى روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روز...

٣ داستان زيبا: روزى روستاييان تصميم گرفتند...

٣ داستان زيبا: روزى روستاييان تصميم گرفتند...

٣ داستان زيبا: روزى روستاييان تصميم گرفتند...

٣ داستان زيبا: روزى روستاييان تصميم گرفتند...

٣ داستان زيبا: روزى روستاييان تصميم گرفتند...

٣ داستان زيبا: روزى روستاييان تصميم گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط