{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمتها که شکسته شد

حرمتها که شکسته شد
مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی
انچه در دستت بود امانتی پنهان بود حراج شد
انچه نباید بگویی گفته شد
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند
حرف، حرف ویران کردن دل است
نه دیواری خراب کنی از نو بسازی
دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی"
راستی حالا که خود را بی خانه کردی
با آوارگیت چه میکنی
شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری...!!؟
دیدگاه ها (۹)

.بوسه ام داغ است و بی پروا،کجا بگذارمش؟روی لب ها یا که بازوه...

عشق یعنی در کنارش حس آرامش کنی بوسه را پیوسته از لبهای او خو...

ازتوگفتن.....دارم از تــو حــرف می زنــم...امــــا روحــت هم...

شده یک عمر به او فکر کنی جان بدهیاو نگاهت نکند ، باز تو ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط