بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
تا مردم دیندار باورشان کنند؟! و قدرت حکومت هایشان نیز مبتنی بر سلطه و ناامن کردن جهان و خونریزی است؛ هر مشکلی هم که برای جهان و زندگی دینداران، به ویژه مسلمان و بالاخص شیعان پیش آمده نیز از ناحیه آنان است، حال ما غبطه بخوریم که آنها دین را کنار گذاشته و خوشبخت شدهاند؟ آخربیخبری،اوهام، ذلت وخودزنی و فریب دیگران تا کی و کجا؟!
و) - پس، معلوم است که شعار جدایی دین از سیاست را از هر زاویه و به هر لحاظی که مورد توجه قرار دهند، سخنی بیهوده و شعاری برای فریب است. میگویند: اگر بی دین شوید و از دین خودتان روی بتابید، یا دست کم دین خودتان را در عرصه سیاست و حکومت وارد نکنید، و بگذارید که ما راحت کارمان را بکنیم، یعنی به دین ما باشید، ما را رب وخدای خود ابر قدرتِ تصمیم گیر و تربیت کننده امور = ربّ خودتان بدانید و اوج آرزوی شما رسیدن و نزدیک شدن به ما باشد و نه قرب الهی، شما نیز خوشبخت می شوید؟! خُب این ادعای جاهلانه و متکبرانه و متحجرانه که حرف جدیدی نیست، فرعون هم عیناً همین را میگفت.
ز)- باید به تزاحمها توجه داشت. باید دید که کجای دین ما، به ویژه در عرصه سیاست، مزاحم آنهاست و آنها را آزار می دهد و ما چرا زیر بار دین و سیاست آنها که مبتنی بر دین خودشان است نمی رویم؟باید دیدکه آیا دین ما سبب بدبختی های ما شده است، یا آن که آنها به خاطر دین ما، که ما را از بند بندگی آنها خارج میکند، ما را قتل عام میکنند و بعد می گویند: بله، چون مسلمان هستید، آرامش ندارید!خُب این خیلی متکبرانه و وقیحانه است که بگویند: تا وقتی مسلمان هستیم، آرامش شما را به هم میزنیم، شما را قتل عام می کنیم و اگر آرامش می خواهید، دست از دینتان بکشید، ربوبیت ما را گردن نهید، یا دست کم، دینتان را برای اتاق خواب یا خلوت خصوصی خود نگه دارید ووارد عرصه حکومت و سیاست نشوید! اگر هم چنان بگویید: رب ما الله است و بر آن نیز پافشاری کنید، شما را از سرزمینهایتان بیرون می کنیم، قتل و عام و نسلکُشی می کنیم، معابد، مساجد و حرمها را بر سرتان ویران می کنیم و خلاصه همین آش است و همین کاسه و رنگ آرامش نخواهید دید!( پایان)(ص 1)
پاسخ قسمت سوم :
تا مردم دیندار باورشان کنند؟! و قدرت حکومت هایشان نیز مبتنی بر سلطه و ناامن کردن جهان و خونریزی است؛ هر مشکلی هم که برای جهان و زندگی دینداران، به ویژه مسلمان و بالاخص شیعان پیش آمده نیز از ناحیه آنان است، حال ما غبطه بخوریم که آنها دین را کنار گذاشته و خوشبخت شدهاند؟ آخربیخبری،اوهام، ذلت وخودزنی و فریب دیگران تا کی و کجا؟!
و) - پس، معلوم است که شعار جدایی دین از سیاست را از هر زاویه و به هر لحاظی که مورد توجه قرار دهند، سخنی بیهوده و شعاری برای فریب است. میگویند: اگر بی دین شوید و از دین خودتان روی بتابید، یا دست کم دین خودتان را در عرصه سیاست و حکومت وارد نکنید، و بگذارید که ما راحت کارمان را بکنیم، یعنی به دین ما باشید، ما را رب وخدای خود ابر قدرتِ تصمیم گیر و تربیت کننده امور = ربّ خودتان بدانید و اوج آرزوی شما رسیدن و نزدیک شدن به ما باشد و نه قرب الهی، شما نیز خوشبخت می شوید؟! خُب این ادعای جاهلانه و متکبرانه و متحجرانه که حرف جدیدی نیست، فرعون هم عیناً همین را میگفت.
ز)- باید به تزاحمها توجه داشت. باید دید که کجای دین ما، به ویژه در عرصه سیاست، مزاحم آنهاست و آنها را آزار می دهد و ما چرا زیر بار دین و سیاست آنها که مبتنی بر دین خودشان است نمی رویم؟باید دیدکه آیا دین ما سبب بدبختی های ما شده است، یا آن که آنها به خاطر دین ما، که ما را از بند بندگی آنها خارج میکند، ما را قتل عام میکنند و بعد می گویند: بله، چون مسلمان هستید، آرامش ندارید!خُب این خیلی متکبرانه و وقیحانه است که بگویند: تا وقتی مسلمان هستیم، آرامش شما را به هم میزنیم، شما را قتل عام می کنیم و اگر آرامش می خواهید، دست از دینتان بکشید، ربوبیت ما را گردن نهید، یا دست کم، دینتان را برای اتاق خواب یا خلوت خصوصی خود نگه دارید ووارد عرصه حکومت و سیاست نشوید! اگر هم چنان بگویید: رب ما الله است و بر آن نیز پافشاری کنید، شما را از سرزمینهایتان بیرون می کنیم، قتل و عام و نسلکُشی می کنیم، معابد، مساجد و حرمها را بر سرتان ویران می کنیم و خلاصه همین آش است و همین کاسه و رنگ آرامش نخواهید دید!( پایان)(ص 1)
- ۳۲۴
- ۱۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط