{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍑 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌸𝓈𝑒 🎀 🍑

🍑 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌸𝓈𝑒 🎀 🍑
کہ در بہ صدا در اومد
ات:بیا تو
تھیونگ:ات زود باش لباستو عوض کن باید فرار کنیم
ات:چی تھیونگ منظورت چیہ
تھیونگ :ات میگم باید فرار کنیم زود باش لباستو عوض کن
ات:باش
رفتم ی تیشرت و شلوار مشکی با کفشای مشکیم برداشتم تو حمام تندی لباسمو عوض کردم رفتم بیرون تھیونگ دستمو گرفت و کشوند سمت پنجرہ و بازش کردم از پلہ ھا رفتیم پایین کہ دیدم جیمین و شوگا اونجا وایسادن قبل اینکہ بخوام حرفی بزنم تھیونگ من و نشوند تو ماشین خودش ھم سوار شد ماشین رو روشن کرد حرکت کرد
ات:حالا کجا می‌ریم
تھیونگ:بیلیت گرفتم می‌ریم اسپانیا ی چند وقتی میمونیم تا ابا از اسیا بی افتہ بعد ببینم چیکار باید بکنیم
ات:ھومم باشہ

۱روز بعد
مکان۔ثانیہ۔دقیقہ۔ساعت:اسپانیا۔۳:۴۶:۵۳

ویو میتسو
۸ صبح رسیدیم اسپانیا الان تو عمارت تھیونگیم من اینقدر خستہ بودم کہ تازہ بیدار شدم ھنوز مغزم درست کار نمیکنہ
بلند شدم نہ سمت حموم رفتم ی دوش ۲۰ دقیقہ قی گرفتم اومدم بیرون موھامو خشک کردم بعد تیشرت شلوارک آبی رنگم رو پوشیدم رفتم پایین
ات:صبح بخیرررررررررر(داد)
اجوما:صبح بخیر دخترم
ات:پِ تھیونگ کجاست?
اجوما:دخترم ارباب رفتن باند
ات:اھا باش
ادامہ دارد
دیدگاه ها (۰)

🍑 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌸𝓈𝑒 🎀 🍑کہ در بہ صدا در اومد ات:بیا توتھیون...

🍑 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌸𝓈𝑒 🎀 🍑کہ در بہ صدا در اومد ات:بیا تو تھیو...

🍑 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌸𝓈𝑒 🎀 🍑کہ در بہ صدا در اومد ات:بیا توتھیون...

🍑 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌸𝓈𝑒 🎀 🍑کہ در بہ صدا در اومد ات:بیا توتھیون...

شیرینی۔۔۔از دست تو 🎀🤏پارت ۵) ویو نیلا با اون کاری کہ تھیونگ ...

مامی کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط