{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#novel_vampire

#novel_vampire
ته ات ما با اون ها نمیریم
ات چرا ..
ته ...
یونا ات بدو بریم
ته ات یکم بعد میاد
یونا پس من میرم
کلاس خالی شده بود ته منو برداشت و برد صندلی عقب ماشین خودشم عقب ماشین نشست تعجب کردم مگه نمیخواست اون رانندگی کنه سرش رو به صورت نزدیک کرد
ته چرا وقتی بهت گفتم که به یونا بگی بلند بشه نگفتی
ات چون اونجا جایی یونا من نمیتونستم اونو مجبور کنم بلند شه
ته صورتش رو به صورتم نزدیک میکرد محکم دستش زخمی که با چاقو رو شکمم ایجاد شده بود رو گرفت
ته یک دقیقه بهت وقت میدم دروغی که درباره مادرم بهم گفتی رو حقیقت و ماجرایی اصلی رو بهم بگی
زخم ات رو فشار میده
ات ای م .. ن بهت آخ دروغ نگفتم
ته دروغ نگو حرف های تو از اول غلط بود
دستم که تیر خورده بود رو میگیره و فشار میده
ات ای اهع هق آخ
ات من هیچ وقت آخ هق دروغ نمیگم
ته فک میکنی باور میکنم برام سوال بود که چطور همه پسرهای کلاس عاشقت ان شاید شب زیرشون بودی تا بتونی یکم از خرجت رو دربیاری و برام سوال تو توی که گفتی پسری بهت دست درازی نکرده این رو چی میگی•
ات هه حرف خنده داریه من حتی شده که سه روز غذا نخورم ولی چنین کاری نکنم ولی این حرف از هیچ کس بعید نیست چون هیچکس حرف آدم مرده رو قبول نمیکنه
ته رو من کامل دراز شد
ته شنیدم هر پسری خواسته بهت نزدیک بشه و بهت یا کس دیگه حتی یک دست درازی کنه یه جوری زدیش که الان هنوز یکیشون داره لنگ میزنه
ته حالا اگه بخوام اینکار رو کنم میخوای چیکار کنی
ل.B.ش رو داشت نزدیک L.ب ات میکرد که ات پوزخندی به معنای تمسخر زد
ات فک نکنم اگه پدرت بفهمه که منو بوسیدی و فک کنه عاشقمی سرنوشتی کمتر از مرگ برات بنویسه
ته اون پدرم منه هیچ وقت این کارو نمیکنه
ته هه برام مهم نیست که میخواد چیکار کنه
ات ولی تو اصلا دروغ گویی خوبی نمیشی چون وقتی یه حرفی میزنی چشمهات میگه راست میگی یا نه
ات وقتی داشتی این حرف رو میزدی قلب خیلی تند میزد و یه نکته منم شنیدم که تو از همه دختر ها متنفر ای......
ات پس احتمالاً این رو برای من در نظر گرفته بودی تا من به حرفم اعتراف کنم
ته ههه خوبه ولی اگه تو این زبون رو تو همه جا به کار ببری میترسم کلی تلفات سنگینی بده
ات فقط سریع تر از روم بلند شو خیلی سنگینی دارم له میشم
ته ولی من یه چیزی از حرفهام رو راست گفتم
ات پس منم درست گفتم که تو دروغ گویی خوبی نیستی اون حرف چیه حالا
ته اینکه تو یه دختر هرزهای و اینکه درباره مادرم بهم دروغ گفتی
ات ...
پنج تا لایک
دیدگاه ها (۰)

ممنون حمایت💙💙💙

#novel_vampireرسیدیم دانشگاه خواستم پیاده شمته صبر کن از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط