{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد

تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد

چو یک دم با تو بنشینم ، دل از هر غم رها گردد
دیدگاه ها (۱)

بوسه ام را می گذارم پشت درقهرکردی، قهرکردم، سر به سرتو بیا، ...

هذا الوکت موزین کلمن یدور گلبینضلیت وحدی آنه ویگولولی أبو عگ...

بغص الریج من تجبل وکحلک والعمر کله یروح فدوة لکحلکاشگ الگاع ...

به چشم من نگاه کن. ببین چگونه اشک غم، روان شده از دیده امبرا...

گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ایور بی‌همه‌ای چو با منی با هم...

چو خیالت ای مه من بر دل ما گذرد ز سرم از ژاله غم موج بلا گذ...

Attar050511

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط