حکایت ماجرای خواندنی جهانگردی که به دیدن زاهد معروفی رفت
#حکایت ماجرای خواندنی جهانگردی که به دیدن زاهد معروفی رفت
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی رازیارت کند. وقتی به خانه او داخل شد، دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد. جهانگرد رو به زاهد کرد و پرسید:«لوازم منزلتان کجاست؟» زاهد گفت:«مال تو کجاست؟» جهانگرد پاسخ داد: «من این جا مسافر هستم.» زاهد گفت:«من هم.»
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی رازیارت کند. وقتی به خانه او داخل شد، دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد. جهانگرد رو به زاهد کرد و پرسید:«لوازم منزلتان کجاست؟» زاهد گفت:«مال تو کجاست؟» جهانگرد پاسخ داد: «من این جا مسافر هستم.» زاهد گفت:«من هم.»
- ۱.۷k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط